
متن مداحی
سرمو رو به علامتات خم کردم اسمتو بردم و چشمامو برات نم کردم جای مادرم که پا نداشت بیاد تا روضَت نیّتی کردم و چای روضتو دم کردم تلخیِ چایی و شیرینی قند یعنی که تلخیِ زندگیمو شیرین کن تو را به گریهی سنگینِ غمت بیا و نامهی اعمالمو سنگین کن ای سرپناهم، خوشبختم وقتی میدی راهم مثل پرِ کاه، میشه با تو بارِ گناهم میده شفاعت، روز محشر شال سیاهم سالار زینب آقا جان آقاجان... (به نفس کشیدن تو روضهها، محتاجم) 2 تو گناه به سپرِ پیرهن سیاه، محتاجم هر کسی زنده به یه هواییه اما من به هوای حرم کرب و بلا محتاجم اولین باری که اومدم حرم خودمو پیش خدا حس کردم عشق و عاشقی و مجنون شدنو همه رو تو کربلا حس کردم طاقت ندارم، اربعین رو یادم میارم حس میکنم که، سر روی شیش گوشه میذارم بارونی میشم، مثل ابری میشم میبارم نوکریمو دوست دارم که عزتِ دنیامه دوست دارم بگم امام حسین فقط آقامه دلخوشم به پیرهنِ سیاهی که میپوشم عشق کربلای تو ارثیهی بابامه به نسیم پرچم روضه قسم آبرومو از همین در دارم قول میدم که روز محشرم که شد پرچمِ سبز تو رو بردارم این از رموزه، وقتی عشقت مشعل فروزه خوشبختی یعنی، پیرهنم رو زهرا بدوزه تو کاری کردی محشر جسم نوکر نسوزه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.