
متن مداحی
سَروِ خمیده زخمیِ مظلومهی سختی کشیده عُمر تو کم شد از حالا باید بهت بگم شهیده صدات عوض شد بس که گریه کردی ای نفسبُردیده کاشکی لبخند تو برگرده به خونه کاشکی از دستت نیفته دیگه شونه کاشکی به موی زینبین گِرِه نیفته آینهات از لبِ پنجره نیفته کاشکی هیچکسی داغ عزیز نبینه دختری مادرشو مریض نبیینه (زهرای من، زهرای من، شکستی ای دنیای من)۳ قلبت جواب کرد اینا مَردِ خونه رو خونهخراب کرد دردات زیادن این همه گریه فقط تنت رو آب کرد بشکنه دستی که توی این کوچه زن زدن رو باب کرد روزی که هرچی زدن، پیش چشام بود روز همدستیِ اون دوتا غلام بود روزی که مُغیره با قُنفُذ شریک شد روزی که علی جلو همه کوچیک شد اون دوشنبه موقع زهرازدن بود روزِ مرگِ اوّل ابالحسن بود (زهرای من، زهرای من، شکستی ای دنیای من)۳ خانومِ خونه راه بیا باز با علی شونه به شونه تشنه نمونی پا به پای تو حسین تشنه میمونه از دستت افتاد کاسهی آب داره روضهها میخونه زینبت خسته شد از کفن شمردن میگه چهارمی رو پس به کی سپردن؟ چارهای بهجز راضی شدن نداره با خودش میگه حسین کفن نداره شایدم کفن به کربلا سپردن چارهی کار رو به بوریا سپردن عطشانِ من، عطشانِ من، به کربلا عریانِ من ******* مثل خورشیدِ روی بومِ عُمرِ علی تو نباشی دیگه تمومه عُمرِ علی خندههای تو آرزومه عُمرِ علی خوشی عالَمی بمون، واسه دلم کمی بمون نگاتو از من نگیر، پشتوپناهمی بمون بیا غریبیمو ببین، تکیهگاهم که بیتو میخورم زمین، ای پناهم بیا ببخش مدینه رو، جونِ زینب چیکار کنم نری، نرو جونِ زینب زندگیم، نرو نرو نرو نرو همهچیم، نرو نرو نرو نرو خانمم، نرو نرو نرو نرو من آبروتو بردم، به درد تو نخوردم ولی تهش ببین اگه برای تو نَمُردم درسته روسیاهم، آره غرقِ گناهم ولی به دستای رقیهات خودمو سپردم دنیام حرمه، دنیامو نگیر هرچی میگیری کربُبلامو نگیر اینجا رو ببین، من غرق شدم باشه دلت اومد اگه دستامو نگیر تویی دوای دردم، منو نکردی تردم از اینکه با تو بودم هیچ موقع ضرر نکردم روز قیامت هم که ازت همینو میخوام شمرو شفاعت نکنی دورِ سرت بگردم روز واقعه، قبل از سرِ تو خنجرش بُریده دستای خواهرتو تمومه حسین، روبهرومه حسین خودت بگو که پیکرت کدومه حسین عذاب کردنت، منعِ آب کردنت شبیه گندم رِی آسیاب کردنت سیّدنا المظلوم، سیّدنا العطشان سیّدنا العریان، حسین حسین حسین (یا اباعبدالله، آقای من)۳ گدای سفرهی مردم شدم، غلط کردم جدا شدم زِ درت گُم شدم، غلط کردم (یا اباعبدالله، آقای من)۳ ****** بمان که خانه امنی برات میسازم مدینه را همه را خاک پات میسازم زهرا به جای نان، غم ما را درست کن حلوای ختمِ شیرِ خدا را درست کن وقت برگشت به خانه همه جا خونی بود چشم یاری، به قد و قامت یاری افتاد آنقدر فاطمه از دست علی بوسه گرفت بعد از آن رفت و دگر به کناری افتاد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.