
متن مداحی
سر در بغل کودک مه پارهاش کتف پدر گشته چو گهوارهاش تا مگر از آب کند چارهاش که از عطش غش بنموده اصغر الله اکبر، الله اکبر چونان ماهی بیآب، تلذی بنماید به لب پیک پدر لعل لبش را بگشاید کمی آب دهیدش، گُلش از نفس افتاد که این بلبل خاموش، کنار قفس افتاد ناگه شده در آسمان غلغله افتاده بین قدسیان ولوله شد حلق اصغر هدف حرمله تیر جفا زد به مرغ بی پر الله اکبر، الله اکبر لب خونی خود را به خنده بگشاید دو چشمان رباب است به راهش که بیاید به او رحم نکردند، خدایا تو گواهی ذبیح و لب تشنه، چه جرمی چه گناهی ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.