
متن مداحی
سر راه تو نشستم شاید این جوری بیفته به زیر پای تو چشمم سرمُ پایین گرفتم واسه ی اینکه نیفته توی چشمای تو چشمم چه جوری دور از تو بودم؟ منی که با خونواده ت دلم عمری آشنا بود تازه فهمیدم آقاجون که توی باطل محضم، به خدا حق با شما بود شرمنده ت ام حسین جان راه تُ من بسته بودم، وای اگه چشای زینب منِ گمراهُ ببینه حق داری بهم بگی که مادرم ایشالا روزی به عزای من بشینه دوست دارم توی سپاهت با اجازه ی رقیه بتونم یجوری جا شَم بذار اولین کسی که واسه تو میره به میدون منِ توبه کرده باشم شرمنده ت ام حسین جان حالا که لشکر دشمن توی جنگ نابرابر منو میکشه به هر حال منو پیشمرگ خودت کن، جای تو بذار که اصلاً من برم میون گودال بذار جای اکبر تو، اون که میشه اِرباً اِربا، من باشم میون میدون بذار اون سری که میره روی نی منزل به منزل، سر حر باشه آقاجون من دلم میخواد شبیه داداشت توی شریعه، دوتا دستُ جا بذارم شاید اینجوری بتونم دل زینب و ربابُ یه کمی بدست بیارم شرمنده ت ام حسین جان
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.