
متن مداحی
سر سفرهی افطار دست رو سینه میذارم من با این سلام آقا با تو عالَمی دارم من بمیرم هیچکی باهات یار نبود۲ ساعت سه که وقت افطار نبود وا میکنن روزهتو با نیزهها هیچکی شبیه تو گرفتار نبود سیدَ المظلوم، سیدَ العطشان۲ هم گرسنه بودی و هم تشنه هم تنت عریان سیدَ الغریب، سیدَ المذبوح پیش چشم خواهرت تو گودال افتادی مجروح یا اباعبدالله آقای من... ***** سر سفرهی افطار کارمون همش گریهست روزیِ ما این شبها دستِ بیبی رقیهست کاشکی که تو بیابونا خواب نبود جای رقیه توی بازار نبود کاشکی که زجرِ بیحیا ای خدا این همه پَست و مردمآزار نبود دل عمه خیلی برات سوخته هم گرسنه بودی و هم تشنه، هم موهات سوخته دخترای شام اشکاتو دیدن میدونستن یتیمی و بازم بهت میخندیدن یا اباعبدالله آقای من...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.