
متن مداحی
سر منو نشون نده، سر خودت چی اومده خوشی به ما نیومده، خوشی به ما نیومده به صورتت کی چنگ زده به پیشونیت کی چنگ زده خوشی به ما نیومده نیومده سر بریده ات هم رسید ای وای بابا! رگ گلوتو کی برید ای وای بابا! اونی که تا اینجا سرت رو آورده کاش به موهات دست میکشید ای وای بابا! دست کیا سپردنت؟ تنور خولی بردنت شکر خدا که آخرش پیش خودم آوردنت حال و روزم خیلی بده درد دل من بی حده خوشی به ما نیومده نیومده اشک چشام در اومده حوصله ام هم سر اومده خوشی به ما نیومده نیومده میای با هم بازی کنیم بابا جونم؟ روی همو نازی کنیم بابا جونم؟ نمیتونه دل بکنه عمه از من باید اونو راضی کنیم بابا جونم ای شاه من چراغ من مرهم درد و داغ من بیا بریم تا اینکه زجر نیومده سراغ من کی به گلوت خنجر زده؟ به سر و روت خنجر زده؟ خوشی به ما نیومده نیومده هرکی منو زد بد زده پهلومو با لگد زده خوشی به ما نیومده نیومده هنوز داره از دهنم خون میریزه از صورتم رو دامنم خون میریزه میرم بخوابم بابایی حالم خرابه بابایی عمه دلش خوش باشه که رقیه خوابه بابایی اسم زجرو تا میارن پس میافتم اونقده میترسم از نفس میافتم آتیش به شه پرم زد با نیزه تو سرم زد تو بغل تو هی برو بیایی داشتم؛ یادته؟! منم مث هر دختری بابایی داشتم؛ یادته؟! یه آسمون رو دامنم ستاره داشتم؛ یادته؟! چادر گلدار گل سر گوشواره داشتم؛ یادته؟! یه آسمون رو دامنم ستاره داشتم؛ یادته؟! وقتی که تو رفتی و بابا حرم سوخت خیمه رو سرم خراب شد و پرم سوخت چادرم معجرم موی سرم سوخت تازه شد داغ مدینه، عمه میگفت: مادرم سوخت اون خونه که درش سوخت، بچه با مادرش سوخت حسین!
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.