
متن مداحی
سرِ پیراهن تو گریهی مارا در آوردند کشید فاطمه آه و نِی از نوا افتاد شرارهای به دل پاک انبیا افتاد جلال حضرت صدیقه، گوشوارهی عرش میان کوچهی گودال بی هوا افتاد شهی که تکیهی او تکیه گاه عرش خداست به نیزه تکیه زد اما، یکی دو جا افتاد به بارگاه تنش غیر بوسه بار نداشت در این حرم گذر نیزه و عصا افتاد رواق سینهی او جای چکمه هرگز نیست شکوه عرش خدا زیر دست و پا افتاد چه شد که خنجر کُندِ جماعتی ناپاک به جان آیهی تطهیر و اِّنما افتاد اگر که تولیت زلف اوست با زهرا چه شد که گیسوی او دست شمرها افتاد هنوز مردم صحرا نشین عزا دارند سه روز روی زمین پیکرش چرا افتاد **** خمیده خمیده رسیدم به تو شکستم شکستم دم جسم تو عزیزم عزیزم شبیه تنت بریده بریده میگم اسمِ تو بریده بریده نفس میزنی فقط مادرت رو صدا میزنی نزن دست و پا که میوفتم حسین (دم قتلگاه دست و پا میزنی)۲ تو داشتی دعاشون میکردی ولی اونا دعوا داشتن سر کشتنت با هر زخمی که خوردی من افتادم دلم ارباً ارباست شبیه تنت (میخواستی به لشکر بگی تشنمه که نیزه میون کلامت پرید)۲ نفس میزدی، دست و پا میزدی هنوز زنده بودی سرت رو برید (زنده بودی و رگهاتو برید) **** صلیاللهُ علیک یا عطشان مقتل میگه: افتادی آقا جان مقتل میگه: از مادر آب خواستی (آقا بردن پیرهنت رو راستی)۲ تنها نگذار ام المصائب رو (خیمه نفرست، اسب بی صاحب رو)۲ مقتل میگه: پنجه تو موت کردن بی پیراهن، هی زیر و روت کردن (خواهرت به نفس نفس افتاد)۲ خیمه دستِ شمر و شَبس افتاد میزنیدش بزنید، شرط نبندید سرش میکشیدش بکشید، شرط نبندید سرش اما فیکم مسلم، یه نفر نیست بهش آب بده اما فیکم مسلم، یه نفر آب به ارباب بده
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.