
متن مداحی
سفرهات را جمع کن، مهمان مایی بعد از این۲ مِی بخور امّا نه با بیاشتهایی بعد از این به همه نزدیک و از ما دور بودی پیشتر حال با مایی و از عالَم جدایی بعد از این یک قدم از اجتماعِ خویشتن بیرون بیا تا ببینی همنشینِ کبریایی بعد از این خیمهات را با منِ خود واگذار، اکنون بیا پیش ما سودی ندارد گَر بیایی بعد از این (نه هزاران بار، یک دفعه بمیر و زنده شو ای فنای قبل از این، شرح بقایی بعد از این) ۲ نوکران را نه، خودت را از خودت آزاد کن بال بگشا سمت آزادی، رهایی بعد از این (قبل از این خون تو رنگینتر نبود از دیگران۲ فخر کن، یک قطره از خونِ خدایی بعد از این) ۲ *** از خودی بگذر که اینجا کربلاست آخرِ پیری شروع ماجراست پیرِ ما مست شرابی دیگرست هر آن که اینجا تشنهتر دریاتر است این که تیغش مثل اَبرویش کج است پیرِ میدان، مسلم ابن عوسجهست مثل شیری حی و حاضر آمدهست با حبیب ابن مظاهر آمدهست آمدند اسب شرف را زین کنند تا محاسن را به خون رنگین کنند یک نفس از کوفه با هم آمدند هفتم ماه محرم آمدند دل به سالار شهیدان بستهاند با شهادت عهد و پیمان بستهاند این یکی در رزم از او پیشتر آن یک از این با شهادت خویشتر هر که با عشق حسینی پیر شد شهرتش خورشیدِ عالَمگیر شد عاشقی پیران سر هم عار نیست عشق با پیر و جوانش کار نیست خاطرت تا روز محشر شاد باد آی مسلم خانهات آباد باد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.