
متن مداحی
سلام بابایی خوبی چطوره حالت نمیتونم پاشم واسه استقبالت من توی آسمون میگشتم دنبال تو ولی اینجایی راه گم کردی شاید باباجون کنار مایی (خیلی خوش اومدی صفا آوردی راستی بگو منو بجا آوردی منو میشناسی)2 خودت رو یک لحظه بذار جای من سه ساله رو با داغ تو پیر کردن منو میشناسی (من الذی ایطمنی بابا) بابای خوبم ((کجاست آغوشت دستات کجا جامونده) همون دستایی که من رو میخوابونده)2 تعریف کن تا کجاها رفتی نگفتی دختری هم داری باید از روی شونش بار غم و برداری (میگن تو بابای منی بابایی)2 میشه باهام حرف بزنی بابایی بابای خوبم کی چشمای ناز تو بسته بابا کی دندون تو روشکسته بابا بابای خوبم (من الذی ایطمنی بابایی)بابای خوبم (سرم سنگینه چشمام چه تار میبینه برام دیدار تو آخرین تسکینه)2 من خاطرات تلخی دارم دیگه طاقتم از غم تابه این راز بین ما دوتا باشه یه شب ازناقه امون از اون شب سیاهه صحرا الهی هیچ زنی نمونه تنها چه دردی دارم امون از اون شب سیاهه صحرا الهی دختری نمونه تنها چه دردی دارم چشات نبینه روز بد بابایی هم سیلی میزد هم لگد بابایی چه دردی دارم (من الذی ایطمنی بابایی) بابای خوبم * مارو تا میشد از بین مردم بردن مارو از راه بازار شام آوردن مارو بادست نشون میدادن به ماها ناسزا میگفتن داداشم از خجالت آب شد چه ها میگفتن (چشم عمو عباسمو دور دیدن به معجرهای پارهمون خندیدن)2 هزار بار مردم نگاهشون از سیلی سنگینتر بود مردن برای من از این بهتر بود هزار بار مردم (من الذی ایطمنی بابایی)بابای خوبم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.