
متن مداحی
سلام بر بدن زخمیات پرستویم توان نمانده دگر در میان زانویم خودم تمام تنت را به اشک میشویم ازین به بعد غمم را به چاه میگویم هنوز باور من نیست میروی زهرا پس از تو حامی من کیست؟ میروی زهرا؟ دوباره فاطمه پلکی بزن، نگاهی کن به زینبین پریشان من، نگاهی کن بلند شو، به حسین و حسن، نگاهی کن به ناتوانی خیبر شکن، نگاهی کن سکوت میکنم و داد میزند جگرم از این مصیبت دشوار خم شده کمرم چه لاله زار عجیبی شده است پیکر تو خدا به خیر کند حال و روز حیدر تو هزار بار میافتد ز گردنت، سر تو هزار بار میافتم زمین برابر تو به روی سینهات از چه شکاف افتاده؟! به بازویت، ردِ ضرب غلاف افتاده امان ز رد شدن از درب خانه و درگاه چقدر مانده هنوز از مصیبت جانکاه رسید لحظهی تشییع جسم زهرا... آه " به عزت و شرف لااله الا الله..." هنوز بود دلم بیقرار و مبهوتت زمانه بُرد مرا زیر چوب تابوتت دعای خیر بر آشفتگیِ حالم کن نگاهِ گرم به شاه غریب عالم کن هلالِ من نظری بر قد هلالم کن نشد برای تو کاری کنم، حلالم کن به حکم امر نبی صبر کردهام زهرا روانهات به سوی قبر کردهام زهرا رسید موعد دیدار یا رسول الله در این هجوم شب تار یا رسول الله امان ز غربت بسیار یا رسول الله شدم بدون هوادار یا رسول الله از این مصیبت عُظمی بپرس از زهرا به من نگفت غمش را، بپرس از زهرا *******
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.