
متن مداحی
سه ماه آب شدی، آبروی این خانه سه ماه سوختی از درد، مثل پروانه سه ماه با غم خونهای تازه درگیری سه ماه دست به دیوار خانه میگیری سه ماه پا شدی از بستر و زمین خوردی سه ماه خیره شدی بر در و زمین خوردی سه ماه لاله دمیده به روی پهلویت سه ماه میشود اصلاً ندیدهام رویت سه ماه نیمه شب و اشکهای پنهانی سه ماه نافلهات را نشسته میخوانی سه ماه آرزوی مرگ میکنی هر شب سه ماه شانه نخورده به گیسوی زینب سه ماه هق هق روز و شب حسن بودی سه ماه بغض گلوی حسین من بودی سه ماه در قفسِ گریههامْ محبوسم سه ماه رفتنت از خانه گشته کابوسم سه ماه گرد و غبارِ دلم نخوابیده سه ماه نورِ طلوعت به من نتابیده سه ماه پشت دَرِ خانه سخت میسوزم سه ماه فکر غم ماجرای آن روزم سه ماه دیدن وضع تو بیقرارم کرد سه ماه میخ در خانه شرمسارم کرد سه ماه غیرت من سوخت دم به دم زهرا سه ماه منتظر خندهی توام زهرا سه ماه روضهی این خانه هم نشد کافی سه ماه هست لباسی به گریه میبافی سه ماه فکر حسین غریب و عطشانی سه ماه میشود از داغ او پریشانی سه ماه از سر شب تا به صبح مینالی سه ماه گریه کن ماجرای گودالی سه ماه روضهی ما ختم شد به عاشورا سه ماه گریهی ما نذر سیدالشهدا *********
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.