
متن مداحی
سپردمت به خدا و به ریگهای بیابان سپردمت به غبار و به خارهای مغیلان سپردمت به وحوش و به شیرهای درنده به مردمان دهاتی، به آهوان پریشان به گوش خاک سپردم تو را بپوشاند بد است اینکه ببیند کسی تو را عریان ... حسینجان ای آبروی دو عالم نگین سلیمان به حلقهی خاتم خداحافظ ای برادر زینب به زخم تنت روی ریگ بیابان به اشک دل و سوز آه یتیمان خداحافظ ای برادر زینب ... خیمهها میسوزد و شمع شب تارم شده در شب بیماریام آتش پرستارم شده ... گلی گم کردهام میجویم او را به هر گل میرسم میبویم او را گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن پاره به تن داشت ... پس با زبان پُرگله آن بضعهی رسول رُو کرد سمت مدینه که یا ایّها الرسول این کشتهی فتاده به هامون حسین توست این صید دست و پا زده در خون حسین توست ... زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست خار و خاشاک زمین منزل و مأوای تو نیست
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.