
متن مداحی
(میشه بهم بگی سپردیَم به کی محرمامو دیدم روی نیزه یکی یکی) ۲ هنوز نخوردی آب که دارم اضطراب دوباره میرسیم به هم تو مجلس شراب اینقدر خود را از روی نیزه نینداز فکر مرا اصلاً نکن زینب صبور است بی پوشیه محرم کنارت هم نباشد این کوچه و بازارها صعب العبور است حال ربابت هیچ تعریفی ندارد مادر بدون بچهاش زنده به گور است از کربلا تا شام صد بار اصغر افتاد خیلی برای حنجرش نیزه قطور است من این پایین تو اون بالا، چه درد بی حسابی با هلهله نمیشه رو نیزهها بخوابی لالا لالا لالایی لالا لالا لالایی لب خشک و کویریات مرا کشت به روی نی اسیریات مرا کشت به روی نیزه دیدم داری اما دو تا دندان شیریات مرا کشت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.