
متن مداحی
شال از شانهی مسیح انداخته اندوه به دل ذبیح انداخته جوری زلفتو گرفته دستش انگار پنجه تو ضریح انداخته اولین زائرِ تو نیزهست اولین خادم تو سنگه سرِ چادرم اگه دعواست، سرِ پیراهن تو جنگه آره تشنه موندی که چشات تاره قتلگاهه یا که نِیزاره دیره، آسمون چقدر شده تیره دست و پا نزن نفس میره ما رو سمت کربلا آوردن خیلی سرِ تو بلا درآوردن دیدم چند تا پیرمردِ کوفی واسه کشتنت عصا آوردن طرف شریعه برگردوند سرتو سرم به قربانت که نصیبِ آب شاید خورد به لبای خشک و عطشانت دردم اینه که سرت رو گم کردم من که بی تو برنمیگردم جا نیست، یه کفن واست مهیّا نیست هیچ کسی مثل تو تنها نیست یه کنج از حرم بهم جا بده دلم تنگته خداشاهده هوای حرم هوای بهشت ببَر کربلا به جای بهشت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.