
متن مداحی
شان نام تو به روی لب من بردن نیست تو سلیمان و من آن مور محقر بودم لقمه نانی بده تا مزه بگیرد دهنم آتشم زن که چنان شعلهی منبر باشد بیمحلّی بکنی، شِکوه کنم داد زنم چون نَهَم ظرفیت جور و نه قنبر دارم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.