
متن مداحی
شاهی شاهی، حضرت ابی عبداللهی... منِ مجنون، منِ دیوونه، منِ آواره منِ شیدا به هر دری زدم تما نشد برم کربلا ارباب غلامسیاهتم یک عبد سر به راهتم دوریت برام دیگه شده یه عادت هرکی منو میبینه با طعنه میگه چی شد هنوز نشد بری زیارت روضه روضه ز عزایت پر دردم دنبال تو به هر کجا میگردم وقتی قسمت نشد بیام زیارتت بین هیئت دور سرت میگردم شاهی شاهی، حضرت ابی عبداللهی... سر سودای حرم دارم چه هوایی به سرم دارم زدهام سر به صحرا ز جنونت آوارهام عقل از سرم پریده و دیوونگیم رسیده و باز اومدم با یک نگاه پر شرم دیدی بدم گفتی بیا باز اومدم خیلی آقا مدیونتم باز اومدم فقط بگم دمت گرم جونم ارباب، تصدقیم بر سر تو هر چی دارم نذر علی اکبر تو خیلی سرت شلوغه آقا میدونم اما منم سفارش مادر تو شاهی شاهی، حضرت ابی عبداللهی... همه دینم، همه ایمانم که غلام تو حسین جانم همه سنگم زنند اما تحت امر سلطانم دست عَلم به دوشمو با غیرت و خروشمو داد میزنم میون اشک و گریم ذکرم حسین ممتده، ارباب اجازمو بده داد میزنم که من سگ رقیم ما به مردن تو روضه ایمان داریم هستیمونو از این حسین جان داریم راه زیارت تا حرمت اگه دوره یه کربلا ما توی خراسان داریم شاهی شاهی، سلطان علی موسی الرضایی...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.