
متن مداحی
واحد 1 شاه شمداد قَدان خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت گفت کی چشم و چراغ همه شیرین سخنان تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود ؟بنده ی من شو و بر خور ز همه سیم تنان کمتر از ذره نی ای پست مشو مِهر بورز تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل مرد یزدان شو و فارق گذر از اهرمنان با صبا در چمن لاله سحر میگفتند که شهیدان که اند این همه خونین کفنان در زلف چون کمندش ای دل مپیچ آنجا سرها بُریده بینی بی جرم و بی جنایت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.