
متن مداحی
شبایِ اشک و مناجات اومده دوباره دلم به میقات اومده این شبا با امید عنایت و کَرمِ مادر سادات اومده اومده دلم با اشک و التماس میونِ این دلای خداشناس اگه اینجا خدایی نشه دلم پس پناهگاه گنهکارا کجاس؟ اومدم با کولهباری از گناه با دلی آلوده و رویی سیاه اومدم تا میونِ خوبات یه شب بندهی بیپناهو، بدی پناه (ای که مرا خواندهای، راه نشانم بده گوشهای از کربلا، جا و پناهم بده) *** اومدم بهت بگم خیلی بَدم به تمومِ دنیا جز تو رو زدم امّا این دفعه به عشقِ بندگی در خونهی تو مولا اومدم اونقده رئوفی و بندهنواز رد نمیشه پیشِ تو دست نیاز اومدم تا بچشونی به دلم لذّت عبادت و ذکر و نماز چشم من گواهِ احوال منه رو سیاهیم، مالِ اعمال منه امّا پَر زدم اگه تا مهمونیت عشقِ فاطمه پَر و بال منه آره من بَدم ولی یادم دادی بدونِ معطّلی یادم دادی وقتی که سرشتی آب و گلمو یادته علی علی یادم دادی گفتی میخوام همیشه با من باشی به دور از درد و غم و محن باشی به کارت گره نمیاُفته اگه همیشه در پناه حسن باشی اگه حرفِ عشقت اومده وسط من میخوام برای تو باشم فقط دستمو بذار تو دستای حسین شبیه شهیدا تا آخر خط یه نگاش حلاّل مشکلاتمه اشکِ روضههاش آبِ حیاتمه دنیا و آخرتم غم ندارم تا حسین سفینةُ النجاتمه منم اون کبوتر امام رضا که میام از سفرِ امام رضا ایشالا روزیِ این شبام بشه آخرش یک نظر امام رضا کاش میشد جامون تو آسمون باشه گوشهی محرابِ جمکرون باشه کاش میشد دلای ما هر نیمهشب همسفر با صاحبالزّمون باشه یه سحر بریم پیشِ امام رضا یه سحر بریم به سمت کربلا بشه روزیمون بازم سر بذاریم رویِ ششگوشهی ارباب باوفا یه سحر بریم بهشتِ عالمین بشینیم میونِ بینالحرمین دورِ صحن باصفاش طواف کنیم تا نفس داریم بگیم حسین حسین راهیشیم با اشک و آه و زمزمه سمتِ مرقد امیرِ علقمه اونجا که شبای جمعه میپیچه پایِ سرداب، بویِ یاس فاطمه اونجا نوکریمونو نشون بدیم دلمونو دستِ روضهخون بدیم اگه اُفتاد نگامون به قتلگاه روی تلّزینبیه جون بدیم... روا میشه دیگه حاجت علی شد شبِ آخر غربت علی همه جمع شدن کنار بسترش رسیده وقت وصیّت علی نکنه غافل شید از حال یتیم بکشید دستی رویِ بال یتیم نکنه بیعلی تو خرابهها بره بر باد همه آمال یتیم نکنه یه وقتی با یاد باباش غریبونه بشه بارونی چشاش نکنه سیر بشه از زندگی و بشه عجّل وفاتی تنها دعاش *** شاعر: یوسف رحیمی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.