
متن مداحی
شبای فاطمیه، حکایت دلای خسته است عزای فاطمیه، عزای پهلوی شکسته است شورِ، عزا که میشینه بر لب ای دل، میسوزونه منو هر شب داغ ،مادر جوون زینب وای، وای مادر *** چرا خدایا، در خونه شکسته بارون اشکام، راه نگامو بسته نسوزون ای نامسلمون، نسوزون که شده خونه پر از خون، نسوزون شاهد چشمای ترم شدن خزون یاس پرپرم شدن راضی به مرگ مادرم شدن (وای، وای)2 امون از این مدینه *** مگه اینا از بابام علی چی دیدن دیگه جوابِ سلامشو نمیدن مادرم الهی از راه برسه کسی نیست به داد بابا برسه تو مدینه با خنده دشمنش عمامه بسته دور گردنش رو خاک کوچهها کشوندنش (وای، وای)2 امون از این مدینه *** به غم و غصه، مادر من اسیره تا دم مسجد، یا علی میگه میره روسر علی تا شمشیر میگیرن میبینه که ذکر تکبیر میگیرن یار امامشه تا پای جون میگه به دشمنش بدون اون راهی نمیشه سمت خونمون (وای، وای)2 امون از این مدینه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.