
متن مداحی
شب آخر بگذارید پر من باز شود بیشتر بیشتر روی تو چشم تر من باز شود حرف هجران نزنید اینقدر مراعاتم کن دست بردار دل مضطر من باز شود دست بردار دل مضطر من باز شود جان زینب برو از کرب و بلا، زود برو مگذار این گره ی معجر من باز شود آه! راضی مشو بنشینم و گیسو بکشم آه! راضی مشو موی سر من باز شود پای دشمن به روی پیکر تو باز شود (روی دشمن به روی معجر من باز شود) جانِ من حرز بینداز به گردن مگذار جای این بوسه ی پیغمبر من باز شود (جان زینب برو مگذار غروب فردا سمت گودال ره مادر من باز شود) حیف ازین زیر گلو نیست خرابش بکنند؟! پس اجازه بده تا حنجر من باز شود (لااقل قول بده زود خودت جان بدهی بلکه راهِ نفس آخر من باز شود)
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.