
متن مداحی
شب آخر شد و چشمان حرم گریان است سینهی کرب و بلا از تب غم سوزان است امشب آرامش قبل از سحرِ طوفان است آسمان در دل این صاعقه سرگردان است امشبی را شَهِ دین در حرمش مهمان است خیمهها غرق مناجات و دعای سحرند همه آمادهی وصل همه فکر سفرند همه لبریز شهادت همه مرد خطرند قلب تاریخ از این زمزمهها لرزان است امشبی را شَه دین در حرمش مهمان است ترس افتاده به جان و دل دشمن امشب غیر وحشت چه شود حاصل دشمن امشب اشک مظلوم شود قاتل دشمن امشب شب اِحرام حسین است و شب پیمان است امشبی را شَه دین در حرمش مهمان است پسر فاطمه دیده ست پریشانها را جمع کرده زِ روی خاک مغیلانها را بین تاریکی شب خار بیابانها را چه کند راه فرار همهی طفلان است امشبی را شَه دین در حرمش مهمان است پاسبان حرم عباس یَل بیبدل است صوتِ قرآنِ علی اکبر عجب بیمَثَل است یک طرف قاسم و عبدالله و بحث عسل است لای لاییِ رباب است که جانسوزان است امشبی را شَه دین در حرمش مهمان است این فرات است که بر سینه و سر میکوبد شور آب است که بر زخم جگر میکوبد بغض مشک است که بر دیدهی تَر میکوبد قطرهای آب به اصغر به خدا درمان است امشبی را شَه دین در حرمش مهمان است نالهی کیست دل واقعه را لرزانده خیمه را آتش تنهایی او سوزانده روضه را پیشتر از حادثه گویا خوانده زینب است اینکه غمش در دل غم پنهان است امشبی را شَه دین در حرمش مهمان است تیغها منتظر بوسه به دست سقّا نیزهها در هوس پیکر اِرباً اِربا تیرها تشنهی زخمی شدنِ خونِ خدا کربلا از غم فردای خودش حیران است امشبی را شَه دین در حرمش مهمان است ساربان در طمع غارت انگشترها شمر در فکر رسیدن به مَطاعِ سرها حرمله منتظر داغِ دلِ مادرها فکر خولی همه درگیر تنور و نان است کربلا از غم فردای خودش حیران است قتلگاه است که فردا پُره خون خواهد شد پسر فاطمه از اسب نِگون خواهد شد خیمهها غارت و بیسقف و ستون خواهد شد غربت کرب و بلا قصهی بیپایان است امشبی را شَه دین در حرمش مهمان است
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.