
متن مداحی
شب به بیابان تنها منتظرت بودم باده نا کامی در هجر تو پیمودم منتظرت بودم آن شب جان فرسا من بی تو نیاسودم وه چه شدم پیر از غم ان شب و فرسوم منتظرت بودم بودم همه شب دیده به ره تا به سحرگاه ناگه چو پری خنده زنانآمدهی از راه بابای غریبم 4 *** آمده جانم بر لب پر شده پیمانه آمده مهمان امشب گوشه ویرانه منتظرش بودم سر بگذار ای جانا بر روی دامانم فرش قدم های تو زلف پریشانم منتظرش بودم نزدیک سحر شام غم من به سر آمده ای عمه بیا از سفر اخر پدر آمده بابای غریبم 4 *** غرق سیلابم در موج بلا رفتم با خبری ایا من بی تو کجا رفتم منتظرت بودم دخترت امشب باشد مرهم و تسکینت بوسه طلب دارم من از لب خونینت منتظرت بودم میسوزم و جان بر لبم و لب نگشودم بنگر که گواهی بدهد روی کبودم منتظرت بودم بابای غریبم 4 ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.