
متن مداحی
شب تا سحر جز نام تو نجوا ندارد کی گفته که عاشق، شب یلدا ندارد؟ دلداده تنها لذّتش دیدار یار است وابستگی به لذّت دنیا ندارد میسوزم و میسازم عمری با فراقت پروانه جز آتش که جایی را ندارد هر فصلی از عمرم زمستان است بی تو دنیای بی تو واقعاَ گرما ندارد ما را به عنوان "غلامت" میشناسند بی تو کسی کاری به کار ما ندارد ای خوش به حال آن که مثل مهزیارت جز دیدن تو در سرش رؤیا ندارد از دیدنت محروم میماند یقیناً چشمی که رنگ و بویی از تقوا ندارد وقتی که جای "بهتر از ما" خیمۀ توست دیگر برای رو سیاهان جا ندارد تا زندهام میبینمت یا نه؟ بگو که این نوکرت توفیق دارد یا ندارد؟ گر چه بَدم امّا تو را میخواهم آقا مجنون تمنّایی به جز لیلا ندارد خوشبخت آن که انتخابش کردهای تو بدبخت آن که این لیاقت را ندارد هر جای هیأت که نشستم فیض بردم پایین و بالا مجلس آقا ندارد شاعر: محمد فردوسی ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.