
متن مداحی
شب جمعه شد دل بازم شد هوایی اجازه میدی که بشیم کربلایی شنیدم حسینت غریبِ غریبه شب جمعه صحنش پر از عطر سیب شنیدم ندیدن چشای ترش رو ز دستش گرفتن علی اصغرش رو شنیدم حرم رو به آتیش کشیدن حسین تو رو از قفا سر بریدن *** ای خدا خودت بهم گفتی بیام میریزه اشکام و میلرزه صدام دو شب از شبای قدر تو گذشت یه شب دیگه فقط مونده برام *** اومدم حالم و بهتر بکنی رزقم و هزار برابر بکنی بنویسی هر چی خیر واسه من اربعینم و مقدر بکنی *** مولای ما شده وقت رفتنش دیگه رنگ و رو نمونده به تنش با سر شکسته داره میره و اومده پهلو شکسته دیدنش *** داره پر میکشه از روی زمین شب آخر وصیت هاش و ببین میگیره دست حسین و میذاره توی دست پسر ام بنین *** با همین دستا باید یاری کنی برای برادرت کاری کنی کربلا هیچکی نداره غیر تو پسرم باید علمداری کنی *** کربلا تو خیمه آروم نداری نکنه حسین و تنها بذاری وقتی طفلای حرم تشنه میشن تو باید بری یه کم آب بیاری *** مثل من که تو دلم پر از غمه میشکنه سرت کنار علقمه لحظه ای که تیر تو چشمت میزنن میرسه بالا سر تو فاطمه *** جون من دیگه رسیده به لبم من پیش شما همین یه امشبم سایش و ندیده هیچکی تا حالا پسرم دل نگرون زینبم ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.