
متن مداحی
شب سوم که دل شعله ورم می کشد از سینه زبانه به خدا خانه ی قلبم شده ویرانه شکسته پر پروانه خدایا پر پروانه که در گوشه ی ویرانه در آغوش کشیده ست پدر را و نفسهاش بریده ست و پروانه به این فکر فرو رفته چگونه شده با قامت بابای خودش شانه به شانه سلام ای گل من این همه وقت، خبر داشتی از من که شکستند همه بال و پر از من تو نگفتی که چرا دختر تو گوشه ی ویرانه نشسته ست نگفتی که چرا چلچله در سلسله بسته ست و از همهمه، از هلهله، از حرمله خسته ست؟ خبر داشتی اصلا که سر عمه شکسته ست پر از زخم و جراحت شده است آه بمیرم تو ولی بیشتر از من من و گیسوی پریشان تو ولی سوخته مویت من اگر پیرهنم سوخته بابا تو ولی بر بدنت پیرهنی نیست تو را هیچ تنی نیست دل خسته ام آغوش گشوده ست نگاهم همه ی راه فقط محو تو بوده ست بمیرم به لبت داغ چه بوده ست که این گونه لبان تو کبود است؟ ببخشید اگر خانه ی ما سقف ندارد در و دیوار ندارد و چه بهتر در و دیوار ندارد درد پهلوم پدر چاره ای انگار ندارد چقدر درد کشیدم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.