
(شب نهم) دعای ابوحمزه ثمالی از (اَنْتَ کَما تَقوُلُ...)
حاج منصور ارضیمناجاتادعیه و زیارات۱۴۰۱۱.۵ هزار بازدید
متن مداحی
بعدِ سی سال تا برادر گفت در حرم زانوی حسین لرزید دست خود را گذاشت روی سر گفت یا رب سپاه من پاشید بمیرم برای آن آقا که به اشکش سپاه خندیدند کمرش خم شد از ماتم همه اطراف علقمه دیدند به تمنّای لب تو قلب دریا سوخته صورتت افتاده روی خاک صحرا سوخته پیکرت را جمع کردم قد یک گهواره شد زیر خورشید عراق این قد و بالا سوخته تیرها نه در میآید نه از آن سو میرود جای جای تو در این اوضاع یکجا سوخته پاشو برگردیم خیمه قبل از آنکه بشنوی در میان شعلهها گیسوی زنها سوخته
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.