
متن مداحی
شهر را تا خبر لطف کریمان برداشت همهی مِیکده را دیدهی گریان برداشت تا که گفتیم ببخشید دلش زود شکست نام مارا خودش از دفتر خسران برداشت غصّه خوردیم ولی غصّه و غمها را برد گفت باید که غم از سینهی مهمان برداشت پارسال آمده بودم که دگر توبه کنم باغ اعمال مرا آتش شیطان برداشت بعد یک عمر به این خانه پناه آوردیم گرد و خاک از تن ما با لب خندان برداشت کارما خورد به یک مانع بسیار بزرگ تا که یک مرتبه گفتیم علی جان برداشت دست در دست یداللهی مولا دادیم پای ما را علی از خار مغیلان برداشت دست خط علی امروز به تقدیر من است سختی راه از این بندهی حیران برداشت من شب قدر فقط کربُبَلا میخواهم باید ازکرببلا توشه فراوان برداشت من حسینی شدهام چون که خودش خواسته است کام ما را پدر از تربت جانان برداشت علی امشب به سر سفرهی زینب رفت و طبق معمول عوض شیر و نمک نان برداشت
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.