
(شب هجدهم) دعای ابوحمزه ثمالی از (سَیدی اَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْیا...)
حاج منصور ارضیمناجاتادعیه و زیارات۱۴۰۱۳.۱ هزار بازدید
متن مداحی
بر در آمد بندهی بگریخته آبرویش را زِ عصیان ریخته چشم دارد کز گنه پاکش کنی قبل از آنکه در لحد خاکش کنی *** باور نمیکنم عزادار را زدند آن تکیه داده گوشهی دیوار را زدند در پشت درب خانه گرفتار را زدند بر سینه نقش داغی مسمار را زدند میخواست دست و پا بزند میخ در نذاشت باور کنید مادر ما بار شیشه داشت افتاده پشت در به حریر رُخش خراش دیگر نفس نداشت نماید کمی تلاش مادر نداشت داد زد ای فضّه زود باش فضّه گرفت محسن او روی دستهاش
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.