
متن مداحی
شب و ستاره، دل و شراره چشای مهتاب، بارون میباره... عمه گرفتاره، بیا بابا، رقیه سرباره، بیا بابا موقع دیداره، بیا بابا، رقیه بیداره، بیا بابا... رقیه بیداره بیا بابا، عمه گرفتاره بیا بابا... شبا که در شهر، چشا تو خوابه، رقیه بیدار کنج خرابه برای بابا زبون گرفته، صداش گرفته چشاش پرآبه میگه کجایی؟ سر بریده، آخر عمره، موهام سپیده چشام پر از زخمه بیا بابا، لبام پر از زخمه بیا بابا نگام پر از زخمه بیایابا، صدام پر از زخمه بیا بابا درسته چشمام که بی فروغه، میبینم اینجا چقد شلوغه میگم که بابا میاد سراغم، با خنده مردم میگن دروغه دردسرم من برای عمه، شبا میخوابم رو پای عمه سرم بی سامونه بیا بابا، چشام غزلخونه بیا بابا دلم پریشونه بیا بابا، یه کاسهی خونه بیا بابا دستای زخمی لباس پاره، پاهای خسته دوا نداره عمهی تنها با اشک چشماش، دوا رو زخم پاهام میذاره آخر عمری خیری ندیدم، بیا عزیزم دیگه بریدم چشات پر از زخمه بیا بابا، لبات پر از زخمه بیا بابا موهات پر از خاکه بیا بابا، نگات پر از زخمه بیا بابا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.