
متن مداحی
پیچیده در زمین و زمان گفت و گوی عشق پر شد دوباره سینهام از عطر و بوی عشق ساقی بریز بادهی ناب از سبوی عشق دست علی و فاطمه افتاده گوی عشق ساقی اگر علی شده انگور میدهد با دستپخت فاطمهاش سور میدهد خلقت در انتها و تو را ابتدا کشید حُسن تو را رقم زد و بیانتها کشید پشت سرت جهان و تو را مقتدا کشید با دستخط فاطمه و مرتضی کشید دست قضا به دست تو داد اختیار را عبد تو کرد هر مَلَک تاجدار را اصلاً نبوده از دل پاکت رحیم تر داریم از صراط حسن مستقیم تر؟ دنیا ندیده از تو کسی را کریم تر ریزه خور تو از ازلم یا قدیم تر از لحظهای که ریزه خور خانتان شدیم مستغنی از کرامت هر دو جهان شدیم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.