
(شب یازدهم) دعای ابوحمزه ثمالی از ( اَللّـهُمَّ اَنْتَ الْقائِلُ...)
حاج منصور ارضیمناجاتادعیه و زیارات۱۴۰۱۱.۷ هزار بازدید
متن مداحی
خانهی مصطفی که ریخت به هم کفن آماده شد خدیجه گریست جبرئیل آمد و خبر آورد بعد از آن خود به خود خدیجه گریست اشک از چشمهای زهرا ریخت راه روضه به کربلا افتاد خواهری داد میزند انگار ای برادر تنت کجا افتاد اینکه جان دادن تو طول کشید خواستی حملهها به شب بکشد دختران تو کم نگاه شوند غارت خیمهها به شب بکشد گفت زینب همه فرار کنید معجر خود گرفته و بدوید هرکجایی که گیر افتادید متوسل به مادرم بشوید ابن کعب و یکی دوتا دیگر چادر و گوشواره را بردند خاکها را که زیر و رو کردند روی نِی شیرخواره را بردند رَخت زنهای کوفه با سوغات بعد از امشب تمام نو بشود زینبم با لباس پاره شده سر بازار کوفه هو بشود
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.