
متن مداحی
شده پاییز، بهارِ من و تو غَم و غُصّهست، کنارِ من و تو برو زهرا، ولی کربُبلا تَهِ گودال، قرارِ من و تو... روحِ من پَرکشید از بدنم گریه کردم ز تنها شدنم مادرم گفت که در وقتِ وداع بوسه زیرِ گلویت بزنم میزند شور دلِ خواهرِ تو وایِ من از دَمِ آخرِ تو غُصّهام این بُوَد: خیره شده ساربانی به انگشترِ تو تَهِ گودال، قرارِ من و تو... قلبِ کوفی پُر از کینهی تو میزند سنگ به آیینهی تو تَرسم این است که قاتل برسد پا گذارد روی سینهی تو تَهِ گودال، قرارِ من و تو... دورِ مَقتل بُوَد دشمنِ تو نکند رَحم به پیراهنِ تو وایِ من از غروب و اَثَرِ نَعلِ تازه به روی تنِ تو تَهِ گودال، قرارِ من و تو...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.