
متن مداحی
شده یک باغ پر از لاله و نیلوفر، طشت میبرم با جگرِ پاره شده، سر در طشت بس که از ابرِ لبم لختۀ خون باریده پر شده پای دلِ سوختهام تا سر، طشت گر چه با زهر گره وا شده از غربتِ من دیر افتاده به فکرِ من بی یاور، طشت میخ در هیزم آتش به خدا جا نشود غصه و داغ و غمم در دل یک لشگر، طشت کوچه و چادر خاکی، گوشواره، ردِ خون چاهِ غمهای غریبی شده، دیگر طشت میکشد قد به روی پنجۀ پا یک گوشه قاسمم زل زده با هق هقِ گریه بر طشت بس کن اینقدر حسین در برِ من گریه مکن گریه کردهست برایت سرِ یحیی در طشت پاک کن خونِ لبم، خواهرمان در راه است زودتر پس ببر از دور و برِ بستر، طشت بسته در سلسله و سوخته از بزمِ شراب میکند جلوهگری در نظر خواهر، طشت خیزران و لبِ خشکیدۀ قرآن خوانش چند دندانِ شکستهست، پر از خون در طشت ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.