
متن مداحی
شد به دوش احمد آن رشک ملک چون دعای مستجابی بر فلک از فراز کعبه بتها درفکند جمله اندر پای پیغمبر فکند چون ز عرش دوش احمد بازگشت بر دل پاک علی این راز گشت از ادب کاری که کردم دور بود پای من کتف رسول الله سود شبنم از گلزار رخسارش،چکید نوبهارش را خزان غم دمید گفت با وی سرو گلزار صفا کی خدا را دست و پشت مصطفی در شب معراج چون بالا شدم تا به خلوتگاه اَو اَدنا شدم از شکوه بارگاه کبریا در تزلزل بودم از سرتا به پا شوق وصل دوست بر جانم فتاد رعشهای بر جان و ارکانم فتاد دستی آمد دوش هوشم را سپرد وحشت آن حال را از من ببرد لذتی کان شب از آن دستم نمود وز شراب دوستی مستم نمود سالها اندر پیاش بشتافتم در کف پای تو اکنون یافتم نیست خالی از تو جایی یا علی کفر اگر نبوَد خدایی یا علی کفر نباشد سخن کفر نه این است تا هست علی باشد و تا بود علیست
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.