
متن مداحی
شد پایمال خال و خطت، آبروی چشم از اشک شد تهی و پر از خون، سبوی چشم شد صرف نحوهی نگهت، گفتوگوی چشم گفتی بسوز در غم من، ای بهروی چشم تا میدرم لباس، بهپا کن شرار را یا ربّ کجاست؟! حیدر کرّار من کجاست ویران شدم به عشق تو؛ معمار من کجاست با من ندار باش؛ بگو دار من کجاست آن نخل آرزوی ثمردار من کجاست در کربلا بکار برایم تو دار را کربلا یعنی دربار نجف؛ راه شرف چه نبرد، چه سلام کربلا یعنی امر، امر امام؛ چشم و تمام چه قعود، چه قیام کربلا یعنی عشق، عشق حسین؛ ختم کلام
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.