
متن مداحی
شرمندهام شرمنده از شبهای هجرانی حق میدهم من را دگر از خود نمیدانی فکر تو کم بودم، تو خیلی فکر من بودی خِیرت رسیده به گدا پیدا و پنهانی موی سپید نوکرانت هم نمایان شد پس کی به پایان میرسد این راه طولانی شهری که جای تو نباشد جای باران نیست تو نیستی در شهر ما و نیست بارانی امروز و فردا کردنم بُرد آبرویم را دیگر نمانده وقت توبه، وقت جبرانی هرقدر میخواهی بزن، حرفی ندارم من اما فقط قولی بده، رو برنگردانی در را به روی میهمان بستیم و خندیدیم آه ای مسلمانان چه شد رسم مسلمانی ای کربلایی زیر قبّه یاد کن ما را محتاج محتاجیم، مائیم و پریشانی شیخ الائمه کوچه کوچه بر زمین افتاد یاد زمین افتادنش امروز گریانی ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.