
متن مداحی
به استعانت از شهی که هست از اوست منجلی شروع میکنم سخن، بنام مرتضی علی بنام او که انبیا مدد گرفتهاند از او چه نام، آنکه مرسلی نبردهاست بی وضو چه نام، آن که میدهد به آبرو هم آبرو چه نام آن که جلوهاش، به قبله داده سمت و سو (خدا در آن زمانهای که دین نداشت رنگ و بو دهان کعبه را گشود و گفت از علی بگو)۲ ورق شود گر آسمان، قلم شود درختها کتابت فضائلش، نمیرسد به انتها هر آنکه شد بزرگ ما، خراب و وسط ابجد است بهار مجلسی چرا، یکصد و ده مجلد است؟ بپرس از بزرگ خود، جواب دست و پا کند چه میشود که دشمنت، دهان به مدح وا کند دمی که عبدود بریده گشت، سر ز پیکرش سرود مدح مرتضی به جای گریه خواهرش امیر صف شکن علی، زره نکرده تن علی کیست میآید اینچنین؟بگو ابالحسن علی به جز علی به هیچکس، نگو امیر مؤمنین کیست علی یگانهای که خفت جای شاه دین نهند بر حریم او، صبح به صبح و شب به شب ذبیح سر، خلیل پا، کلیم دل، مسیح لب علی قدر، علی قضا، علی دلیل الانبیا علی عباد الاصفیا، علی ولیه اولیا علی به نوح ناخدا، علی به خضر رهنما علی مسیح را شفا، علی کلیم را عصا به عشق طوف او کند، خلیل کعبه را بنا علیست آنکه مینهد، به شانهی رسول پا (فرشته یاد میکند از او، به شاه لا فتی) ۲ علی که بود؟ آن شهی که با فقیر آشنا به انتها به لب سخن، اگر چه مدح مرتضی عمر تمام میشود، نمیرسد به انتها رسیدهاند حاجیان، به قبلهای که منجلی است به کعبهای که پردهاش، عبای مرتضی علیست علی که نیست در زمین و آسمان نمونهاش حجر کجا و اصطلاح خال گونهاش رسیدهاند حاجیان حرم، چه گویم از حرم چه گویم از غدیر خم، به فهم دفتر و قلم سلام میکند زمان، سلام میکند زمین به تو که از ازل تویی، فقط امیر مؤمنین (سر جهاز اشتران، قدم بزن بزرگ یل به کوری دو چشم آن، زن سوارهی جمل)۲ سر جهاز اشتران قدم بزن، علم بزن حماسهی غدیر را به دست خود رقم بزن به اولی و دومی بگو عناد تا کجا کجاست دست غیر تو، به دستهای مصطفی زبان اگر برون کشد ز کام، هستیه زبون دهان نجس نمیکنم، بنام آن دو پست دون علی دلیل الانبیا، علی عماد الاصفیا علی به خضر رهنما، علی به نوح ناخدا علی ازل، علی ابد، چه گویم از علی، چهها علی ندارد ابتدا، علی ندارد انتها علیست دفتر و قلم، چه نقطهایست تحت باء تمام آیهها علی، تمام آیهها مولا همیشه شاکرم که بندهی چنین امیریام به کوری دو چشم دشمنان، غدیریام
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.