
متن مداحی
شصت و سه سال، مثل کوه محکم بودم نیمهی شب با گریه، همدم بودم شصت وسال، به درد و آه مردم، مرهم بودم (از شوق وصال معبودم با درد فراق همیشه جنگیدم) ۲ کی می فهمه این شصت و سه سال هرروز چه چیزا که ندیدم (دستامو بستن و، فاطمم افتاد رو خاک الهی رضآ برضاک) محسن من کشته شد، نفسی و اهلی فداک الهی رضا برضاک الهی رضا برضاک... (حکایت آه من معنا میشه بغض علی روضهی فردا میشه) ۲ کرب و بلا بر سر اسم حیدر بلوا میشه (دارم می بینم روزی رو که کربلا پر از نسیم آیاته) ۲ یک گوشه ی گودال حسین من مشغول مناجاته (با یاد مادرم، افتادم روی خاک) ۲ الهی رضا برضاک اصغرمم کشته شدنفسی و اهلی فداک الهی رضا برضاک... الهی رضا برضاک الهی رضا برضاک...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.