
متن مداحی
شط پر آب و تشنه ولی عزیز زهراست تو کربلا غریب و تنهاست خنده روی لبهای اعدا بین گودال قیامتی به پا شد آخر نشسته رو سینه ستمگر تیغ عدو به روی حنجر چکمهها به روی سینه سینه جای ردپا شد ناگهان میون پهلو نوک سر نیزهای جا شد یا حسین ذبیح العطشان ... عمه زینب به روی تل زار و حزینه برادرش روی زمینه الهی مادرش نبینه توی دست عدو سر حضرت شاهه قیامتی تو قتلگاهه وقت کسوف قرص ماهه هر کی میرسه یه زخم نو رو تنش میسازه میتازن اسبای دشمن رو تنش با نعل تازه یا حسین ذبیح العطشان ... ماهِ گریه، ماهِ غم و غربت دلدار ماهِ حسین ماهِ علمدار تا سال بعد خدانگهدار پیش زینب اشکامون رو گرون فروختیم نگاه به روز خون میدوختیم میگفت حسین و ما میسوختیم بعد از این دو ماهه باید مشکی از تن دربیاریم پیرهن غم حسین رو برا سال بعد بذاریم یا حسین ذبیح العطشان ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.