
متن مداحی
شمعی ولی کم سو، اشکی ولی سوزان شب تا سحر بیدار، چشمی ولی گریان پروانهای اما، بال و پرت در خون پیراهنت گلدار، یا بسترت در خون از سرفهات پیراهنت تا (سرخ میشد)2 چشمان من در موج غمها (سرخ میشد)2 دیدم در آتش شمع عمرت (آب میشد)2 دیدم که بابا از خجالت (آب میشد)2 جانی به لب مانده زخمی نمک خورده آئینه ی عمری اما ترک خورده *** چون آه بیجانی، افتاده از یک کار مجروح و خسته از، زخم در و دیوار گل بود و زخمی روی زخمش (خار میزد)2 با ناله ی او زینب او (زار میزد)2 شد ناله ی طفلان تنها (وای مادر)2 وقتی دویدی پشت بابا (وای مادر)2 مثل نسیمی مثل بارانی مثل دل من در پریشانی پلکی به هم زن خانه ات آباد بیتو رسیده فصل ویرانی *** بیشانهات مانده، گیسوی طفلانت افتاده شانه باز، از دست لرزانت از یاد ما رفته، خندیدن زینب از چادرت خون ریخت، بر دامن زینب بر قامتت پیراهن تو (گریه دارد)2 آه ای بنفشه دیدن تو (گریه دارد)2 من را دعا کن در نمازت (تا بمیرم)2 یا هم بیاید زخم تازه ت (یا بمیرم)2
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.