
متن مداحی
شمیم تربت تان برده از سرم هوشم به شوق وصل حرم مثل چشمه میجوشم حریم و صحن و سرای تو آنقدر زیباست که باغ و روضهی رضوان شده فراموشم زِ جای جای حرم میرسد سلامٌ علیک صدای خادمتان فطرس است در گوشم زِ بارگاه تو بویی عجیب میآید زِ عطر سیب حرم باز مست و مدهوشم بیا و گوشهی چشمی به نوکرت انداز که اربعین بکشم مرقدت در آغوشم فدای خشکی لبهایتان شوم آقا دگر زِ جام فرات ساغری نمینوشم قسم به پیرُهن مشکیِ عزای شما که جز لباس سیاهت کفن نمیپوشم به لطف فاطمه از کودکی اسیرم من اسیر مرقد شاه و ضریح شش گوشم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.