
متن مداحی
شوری اشک چشیدیم، نمکگیر شدیم دادهای نیمهی شب، چشم تری ما را بس ناخداگاه مقیم در میخانه شدیم جای دادی به گدای گذری، ما را بس فاطمه دید و پسندید و خرید این همه عمر با تولّای علی، شد سپری ما را بس شیعهی حیدر کرار شدیم و برِ ما همسر فاطمه کرده پدری، ما را بس جان ارباب قسم، ما دلمان تنگ شده یک سفر کرببلا هم ببری، ما را بس عاقبت حاجت ما، نیز روا خواهد شد خاک ما گوشهای از کرببلا خواهد شد حسین، دلم یه کربلا میخواد حسین، یه گنبد طلا میخواد خانم جان ارباب قسم، ما دلمان تنگ شده یک سفر کرببلا هم ببری، ما را بس
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.