
متن مداحی
شور به پا میکند، خون تو در هر مقام میشکنم بیصدا در خود هر صبح و شام باده به دست تو کیست، طفل شهید جنون پیر غلام تو کیست، عشق علیه السلام (حسین جان فدایت) 6 در رگ عطشانتان، شهد شهادت به جوش میشِکند تیغ را، خندهی خون در نیام ساقی، بیدست شد، خاک زِ می مست شد میکده آتش گرفت، سوخت می و سوخت جام بر سر نی میبرند، ماه مرا از عراق کوفه شود شامتان، کوفه مرامانِ شام (حسین جان فدایت) 6 ای که به عشقت اسیر خِیل بنی آدمند سوختگان غمت با غم دل خرّمند هر که غمت را خرید، عشرت عالم فروخت باخبران غمت بیخبر از عالمند (حسین جان فدایت) 6 یوسف مصر بقا، در همه عالم تویی در طلبت مرد و زن آمده با درهمند خاک سر کوی تو زنده کند مرده را زان که شهیدان تو جمله میسحا دمند گرد حرم دویدهام، صفا و مروه دیدهام هیچ کجا برای من کرب و بلا نمیشود
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.