
متن مداحی
شیرینی داغت به دلی گر بنشیند پای غم تو تا دم آخر بنشیند (ای که به عشقت اسیری خیل بنی آدماند سوختگان غمت با غم دل خون غماند) جز تو چه کسی لایق این نام حسین است تنها به تو این واژهی دلبر بنشیند آن آه که از سینهی عشاق تو برخاست هیهات که تا لحظهی محشر بنشیند یک عمر میان دل او عشق بنشیند یک بار کسی پای سماور بنشیند جز رخت عزاداریات ای شاه ندیدی این قدر لباسی تن نوکر بنشیند چشمی که محرم ز غمت خوب بگرید مهرش به دل فاطمه بیشتر بنشیند آن گریه ثواب است که زهرا بپسندد آن روضه قبول است که مادر بنشیند یک وا عطشای تو بس است ای پسر آب مادر آب کجایی پسرت آب نخورد ای ابر چه میشد وسط ظهر بباری یک قطرهای بر لب اصغر بنشیند شش ماهه گلی را تبر حرملهای چید نگذاشت به روی بدنش سر بنشیند حرمله خیر نبینی پسرم را کشتی حلقومی نحیفی که علی دشات گمان کن تیری که سه شعبه است تا پر بنشیند تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد بچه ها دست بابا خونی شده گمونم شش ماهه قربونی شده عباشو طوری رو اصغر کشیده گمونم خیلی خجالت کشیده
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.