
متن مداحی
شیرینی داغت به دلی گر بنشیند پای غم تو تا دم آخر بنشیند جز تو چه کسی لایق این نام حسین است تنها به تو این واژهی دلبر بنشیند آن آه که از سینهی عشاق تو برخواست هیهات که تا لحظهی محشر بنشیند بر خاک حسینیه دو خط روضه نوشتم حیف است که داغ تو به دفتر بنویسم (غیر دم این خانه محال است بسوزیم)2 خاکستر ما پشت همین در بنشیند (یک عمر میان دلش عشق تو بجوشد یک بار کسی پای سماور بنشیند)2 جز رخت عزاداریت ای شاه ندیدیم اینقدر لباسی تن نوکر بنشیند چشمی که محرم ز غمت خوب بگرید مهرش به دل فاطمه بهتر بنشیند آن گریه ثواب است که زهرا بپسندد آن روضه قبول است که مادر بنشیند یک وا عطشای تو بس است ای پسر آب در سوگ لبت زمزم و کوثر بنشیند ای ابر چه میشد وسط ظهر بباری **** گرچه از دور از آن فاصله زد، بد زد آتش انگار که بر کرب و بلا زد، بد زد چقدر است مگر بچه سه جایش برود وای من بر سه هدف او به سه جا بد زد اصلا این بار کماندار چه با زور کشید به سه شعبه همهی حنجره را زد، بد زد دست و پا داشت که میزد پدر انداخت عبا آخرین بار نفس زیر عبا زد، بد زد اولین بار که چشمش به ربابش افتاد اندکی حرف نزد، بعد صدا زد، بد زد (برد در بین عبا تا که نبیند چه شده)2 مادرش گفت بگو تیر کجا زد، بد زد؟! گرچه بر چشم ابالفضل همین تیر نشست بدتر از چشم عمو بود که تا زد، بد زد پشت خیمه به سر قبر، حرامی آمد نیزه برداشت و مانند عصا زد، بد زد **** دست و پا میزنه، تقصیر نداره شیرخواره تحمل تیر نداره تقصیر منه که منت کشید بمیرم که مادرش شیر نداره اونی که میره دلش براش میاد آب و خورده، داره با باباش میاد واسه اینکه زیر آفتاب نباشه بچمو گرفته تو عباش میاد نبینم اینجوری آشوبی حسین دستتو رو خاکا میکوبی حسین (علیاصغرم فدات، ببینمت تو که چیزیت نشده، خوبی حسین)2 تشنگی برده قرار و توونم سخته راه برم با قد کمونم یکمی زمان بده منم بیام تا براش نماز میت بخونم پشت خیمه با خجالت رسیدم پیر شدم تا اشک چشماتو دیدم (یادته روز تولدش حسین)2 من با خندههای تو میخندیدم **** ای گل چه زود دست خزان کرد پرپرت علی رفتی و رفت خنده ز لبهای خواهرت هرکس بدید راس تو را روی نیزهها آهی کشید و گفت بیچاره مادرش **** عرق پیشونیت از شرمه حسین خون بچمون هنوز گرمه حسین خاکو آروم رو تنش بریز آخه استخون شیش ماهه نرمه حسین الهی براش بمیره مادرش جای دستم خاک اومد زیر سرش نگا کن که روی صورتش هنوز مونده جای بوسههای خواهرش خاک میگن سرده، نه خاک اصغرم تشنه کشتنش نمیشه باورم روی میوهی دلم خاک نریزی خاکو باید بریزی روی سرم نبینم نالههای حزینتو عرق شرم روی جبین تو مخفیونه کاشتی بذرتُ ولی میزنن با نیزه شخم زمینتُ **** میباره آسمون با گریههای نیزه از رد پای نیزه (قلب زمین ترک خورد)2 ای دست روزگار، اینکه رو نیزه خوابه زیبا گل ربابه، (نشکفته بود و پژمرد)2 مادر میخونه: کجایی عزیزم حالا که رو نیزههایی عزیزم (لالا لالایی، عزیزم)2 بهش میگه رو نیزه رفتی ولی سربلندی فدات بشم از اون بالا داری میخندی علی حس میکنم (چشماتو وا میکنی و میبندی)2 (لالا، لالا، لالا، لالا، لالا، علی جان)4
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.