
متن مداحی
شیر زن مثل تو دیگر نمیآید دنیا چادرت چادر زهراست حجابت نور است به گمانم گرهی معجرت اصلاً کور است صبح یک شعله از انوار رخت شد پیدا در حدیث آمده خورشید نیامد بالا دختر فاطمه یا اُمِّ ابیهای دگر چه بنامیم تو را کوثر بعد از کوثر نام تو واژهی سختیست که معنا نشده مثل تو هیچ کسی زینت بابا نشده نور در نوری و خورشید حجابت شده است تازه زانوی اباالفضل رکابت شده است دشت با آن همه اندوه تماشایی بود آنچه میدید فقط چشم تو زیبایی بود اصلاً این دشت پریشان تو بود از اول کربلا عرصهی جولان تو بود از اول لکهی ننگ به پیراهن تاریخ شدند دشمنان تو اسیرت شده توبیخ شدند دختر حیدر کرار، حقارت هیهات غم بیمعجری و حرف اسارت هیهات آنچه گفتند و شنیدیم نیامد سر تو دست دشمن نرسیده نخی از معجر تو کوفه تا شام به هجده سر بر نیزه قسم از سر دوش تو یکبار نیفتاده علم از سر مقنعه گردی بتکانی کافیست تیغ و شمشیر چرا، خطبه بخوانی کافیست ظاهرت زینب کبری شده باطن حیدر وقت آن است علی جلوه کند بر منبر نکن ابراز غضب را نمیارزد کوفه خم به ابروت بیاور که بلرزد کوفه خطبههایت همه آیات ز انزال علیست ذوالقفار سخنت تیز تر از مال علیست مسجد از لحن تو یک مرتبه لرزید به خود تیغ برداشتهای ضربهی نطقت کاریست واژه در واژه علی در سخنانت جاریست گرم هو هو شده این تیغ که میچرخد مست شعر دیوانهی توصیف توشد وصف شکست همه مبهوت رجز خوانی چشمان تو هستند علی آمده یا زینب کبری همه حیران تو هستند علی در سخنانت حرکاتت عملت طرز نگاهت غضبت شیوهی نطقت نفست لحن فصیحت کلمات نظرت حجب و حیایت جبروتت قدمت شیر خدا در تو رسیدهست به تکرار به کشتی سخن را دم پیکار چه خوب است بگویند به تو زینب کرار
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.