
متن مداحی
شیشه شیشه تو بغل، عسل عسل روی لبام راهیِ شهادتم، قدم قدم با نفسام میونِ خیمه ها زره، اندازه ی تنم نبود چاره برای کفنم، به غیرِ پیرهنم نبود با دلی مضطر، توی دستمه نامه ی بابام از روی خواهش، میفته به پایِ عمو دستام اذن میدونه، همه خواسته ی اشکای چشام ای عمو حسین جان 2 شبیه شیر جمل، به قلب لشگر می زنم وسط میدونِ جنگ، نعره ی حیدر می زنم نُقلای دامادی من، سنگایِ کوفیا می شه سر تا سر تنم داره، طعمه ی نیزه ها می شه آهویِ خیمه، زیر چکمه ی شومِ صیاده بارون نیزه پذیرایی تازه دوماده رشته ی موهام، توی پنجه ی گرگا افتاده ای عمو حسین جان 2 هر کی اومد رو تنم، یه زخمِ سرخی جا گذاشت رو سر و صورت من، غبار غصه پا گذاشت به زیر دست و پا شده، زخمیِ نیزه ها تنم شکسته تو هجوم اسب، استخونای بدنم ای عمو جانم، توی حمله ی اسبای دشمن زیر دست و پا، مثل اکبرت قد کشیدم من مونده از قاسم، فقط رو زمین پاره پیراهن ای عمو حسین جان 2
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.