
متن مداحی
شیعه زن به سر ز ره وفا، به عزای نوگل مصطفی که بریده شمر لعین ز کین، سر آن جناب را از قفا چو شنید خواهر مضطرش، که بریده شمر لعین سرش بدرید جامهی صبر و زد، به سر آن صبیهی مرتضی (به فغان و ناله ز حد فزون)۲، بشد از خیام حرم برون به میان خاک و میان خون، چو بدیده آن شه مه لقا چو بدید جسم برادرش، که نبُد به تن سر اَنورش بشنید از ره حنجرش، که بخواند سورةهی هل اتی (بگرفته پیکر پارهاش)۲، به بغل نموده نظاره اش که بُدی فزون ز ستارهاش، همه زخمهای پر از جفا (بنمود رو به برادری)۲، و خطاب بر تن بی سری که کدام قوم ستمگری، بهجهان نموده چنین جفا (به مقام جد مطهرت)۲، بهجلال باب غضنفرت تو به حق حرمت مادرت، بده پاسخ ای شه لافتی تو برادرا بگو از وفا، سخنی به زینب بی نوا تو به نوجوانی قاسم و، تو به قلب پارهی مجتبی تو به فرق و گیسوی اکبرت، به گلوی پارهی اصغرت تو به دستهای برادرت، سخنی بگو ز ره وفا سر تو به روی سنان کین، تن تو افتاده بر زمین هم اسیر فرقه دون ببین، حرم مطهر مصطفی بَلَغَ العُلی بِکمالهِ، کَشَفتَ دُجی بجمالهِ حَسُنت جَمیعُ خِصالهِ، بِدَلَ اَلجمیعُ بِمالَها بنگر چه سان شهدای خود، به زمین و دشت بلای خود همه افتاده به جای خود، ز جفای فرقه اشقیا چه حزین نوای تو ناخدا، چه قیامتی است در این عزا چه عزا؟ عزای شهنشهی، که نموده وعده ی خود وفا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.