
متن مداحی
صبحگاهان که دختر خورشید می نهد سر به شانه دریا روی ابی و سبز این صفحه می نویسد به خط زر زهرا یاد ان پیر بی نظیر بخیر که چنین گفت مدح او با ما بعد احمد که منقطع گردید سایه وحی از سر دنیا جبرئیل از سپهر می امد به ملاقات حضرت زهرا شده ان روز دست دشمن رو شده ان روز مشت دشمن وا که نمودی به منطق قران نقشه شوم خصم را افشا چه گناهی بزرگ تر از این که ببندند افترا به شما چه گناهی بزرگتر از این که شهود از تو خواستند اعدا یکی از شاهدان تو حیدر دو دگر ام ایمن و اسما نص قران گواه دیگر توست پای حکم تو میزند امضا که دهد ارث بر پسر داوود که برد ارث از پدر یحیا ای که میگی به روضه خون روضت و اینجوری نخون منم میگم با دل خون خدا کنه دروغ باشه میگن که گوشواره شیکست میگن روی زمین نشست مونده هنوز دو جای دست خدا کنه دروغ باشه تموم عالم میدونن که دخترا بابایین بابا نیاد نمیخوابن منتظر لالایین لالالالا یه دختری رو ناقه ها خواب یتیمی میبینه خواب میبینه رو صورتش گرد اسیری میشینه خواب میبینه که نیمه شب گمشده تو بیابونا یه بانوی قد خمیده بهش میگه بیا بیا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.