
متن مداحی
طعم شیرین ذکر شور حسین زینب ای خواهر غیور حسین عالمه صابره عقیله تویی شاه بانوی این قبیله تویی قبله گاه امیر علقمهای تو علی به شکل فاطمهای نفس تو رقیه پرور بود خطبه هایت شبیه حیدر بود صاحب شوکت و وقار علی ای زبان تو ذولفقار علی نور بر روی ناقهای بانو خود نهج البلاغهای بانو چادر توست خیمهی توحید سایهی معجر تو شد خورشید پای داغ تو نوح کم آورد ایستادی و کوه کم آورد باورم نیست روضه ها هیهات کوچه بازار عمهی سادات هیبت تو شکسته شد، هرگز دست های تو بسته شد، هرگز حرف مقتل دروغ بود اصلا دور محمل شلوغ بود اصلا نظری سمت آفتاب نرفت عمهات مجلس شراب نرفت پای این روضه، روضه خوان جان داد دخلت زینب علی بن زیاد نگاه اولم را بین آغوش تو خندیدم از بدو تولد با تو یک جور دگر بودم نگاه آخرم گودال بود و گریه میکردم و از موی سرت آشفته تر بودم هنوز با خاطراتت جان به لب هستم سه ساعت زخم میخوردی سه ساعت محتضر بودم میان التماس من تورا هر کس که آمد زد چه بر میآمد از دستم تنها یک نفر بودم به ابن سعد رو انداختم گفتم نکش او را منی که از سخن با یک غریبه برحذر بودم جلوی روی من ده اسب روی تنت تازید تو خونین پیکر و من بیشتر خونین جگر بودم خبر داری تمام قاتلانت بد دهن بودند شنیدم حرف هایی را گفتم کاش کر بودم من از نان هم بدم میآید این تقصیر خولی بود سرت را از تنورش در میآوردم اگر بودم تویی که شرط ضمن عقد من بودی خبر داری که من از کربلا تا شام با که همسفر بودم از حال و روزم بی خبر بودم برادر باشمر و خولی هم سفر بودم برادر مرا بازار بردند و مرا آزار میدادند منی را که به عصمت بین کوفه مفتخر بودم برای اینکه من ساکت شوم محکم تو را میزد حلالم کن برادر جان برایت درد سر بودم ***** یک سال و نیمه همش غصت میشه سپری یادم نمیره چقدر گفتم میشه که نری یک سال و نیمه همش داره میباره چشام بعد تو دیگه نموند یک لحظه خوشی برام یادته گریه میکردم برات یادته چقدر میزدم صدات یادته رسیدهام تو قتلگاه یادمه دورو برت بسته شد یادمه حرمتت شکسته شد یادمه اونقد زد خسته شد پناه زینب تو رفتی رفت تموم تکیه گاه زینب پناه زینب میدیدمت رو نیزه قرص ماه زینب پناه زینب به خاک سپردم اگر شد تورا بپوشاند بد است پیکر عریان میان این صحرا به باد گفتم اگر شد مرتبت بکند که تا خمیده نگردد دوباره مادر ما
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.